من راه رفتن را از يك سنگ آموختم، دويدن را از يك كرم خاكي و پرواز را از يك درخت.
بادها چيزي از رفتن به من نگفتند، زيرا آنقدر در همه عمرشان در حركت بودند كه رفتن را نميشناختند.
پلنگها، دويدن را به من ياد ندادند زيرا آنقدر دويده بودند كه دويدن را از ياد برده بودند.
پرندهها نيز پرواز را به من نياموختند، زيرا چنان در پرواز خود غرق بودند كه آن را به فراموشي سپرده بودند.
اما سنگي كه درد سكون را چشيده بود، رفتن را ميشناخت.
كرمي كه در اشتياق دويدن سوخته بود، دويدن را ميفهميد.
و درختي كه پاهايش در گل بود، از پرواز بسيار ميدانست.
آنها از حسرت به درد رسيده بودند و از درد به اشتياق و از اشتياق به معرفت.
وقتي در حال سفر در درياي زندگي هستي، از طوفانها و امواج نترس.
بگذار تا از تو بگذرند..... تو فقط به سفرت ادامه بده و در مسيرت استقامت داشته باش.
هميشه به خاطر داشته باش، درياي آرام، ناخداي با تجربه و ماهر نميسازد.
جايي در قلب هر انسان
وجود دارد كه در آن افكار تبديل به آرزو ميشوند و آرزوها به اهداف بدل
ميگردند.جايي كه در آن هر غير ممكني ممكن ميشود؛ تنها اگر به
هدفهايمان ايمان داشته باشيم.
****
يادمان نرود، چند چيز هست كه براي يك زندگي شاد و موفق به آن نياز داريم.
اعتقادات، اهداف و آرزوها، عشق، خانواده و دوستان. و از همه مهم تر اعتماد به نفس.پس فرزندم !خودت را باور داشته باش.