تبليغاتX
تاریخ امروز : اینم جالبترین سایت
» آموزش عمومی کامپیوتر
» آموزش نرم افزار
» آشپزی
» آموزش Access
» آموزش موبایل
» آموزشهای هنر خانگی
» اجتماعی
» اخبـــــار
» اقتصادی
» اینترنت
» بازی (Game)
» برنامه نویسی
» برنامه های موبایل
» بهداشت و سلامت
» بیوگرافی مشاهیر
» پیوندهای جالب :: Jaleb Link
» تاره های جالب::Jaleb New
» تاریخی
» تازه های IT
» تازه های تکنولوژی::Jalebology
» تازه های سخت افزاری
» ترفند رجیستری
» ترفند نرم افزاری
» ترفندهای موبایل
» ترفندهای ویندوز
» تصاویر جالب::Jaleb Pic
» توصیه های پزشکی
» جالبه بدونید که....
» جملات قصار حکیمانه
» جی میل G-Mail
» داروهای گیاهی
» داستان
» دانستنیها
» دانستنیهای روزمره
» دانلود
» دینی و مذهبی
» روانشناسی
» زنگ تفریح
» سخت افزار
» سوال و جواب کامپیوتری
» سیاسی
» سیستم عامل
» سینما و تلویزیون
» شبکه
» شعرکده
» ضرب المثلها
» طنز
» فایرفاکس-(FireFox)
» فیلمهای منتخب
» کاریکاتور
» کامپیوتر
» کتاب الکترونیکی
» لپ تاپ.نوت بوک
» مایکروسافت Office
» مجموعه فایلهای پاورپوینت
» مقالات
» مناسبات
» موزیک
» موزیک
» نجوم
» وبسایت و وبلاگ
» ورزش
» ویروس و آنتی ویروس
» ویندوز سون[Windows.7]
» هک و کرک Hack
» هنر عکاسی
» یاهو [yahoo]
نويسندگان
آمار و امكانات

عضویت در خبرنامه جالب





Powered by WebGozar


«سخن بزرگان»


جالبه بدونید که:


«می تونید ما رو اینجام ببینید»




« ارسال برای دوستان »
نام شما :
ایمیل شما :
نام دوست شما:
ایمیل دوست شما:

Powered by ParsTools

Google Page Rank - Powered by www.Maker™.ir
لوگوی سایت
در دوره ای که رسانه‌های مکتوب مهمترین فرمت رسانه‌ای محسوب می‌شدند توانایی افراد در خواندن و نوشتن، درک آنچه که نوشته شده است و توانایی ایجاد ارتباط از طریق نوشتار، مرز بین باسوادی و بی‌سوادی را تعریف می‌کرد. اما تکنولوزی‌های جدید، اقتصاد جهانی و اینترنت تعریف ما را از باسوادی متحول ساخته‌اند. رسانه‌های مکتوب بر خلاف سابق دیگر فرمت رسانه‌ای مسلط محسوب نمی‌شوند. این نقش در حال حاضر در اختیار رسانه‌های الکترونیک است. با سواد بودن در دنیای امروز به معنی توانایی رمزگشایی، درک، ارزیابی و ایجاد ارتباط با همه اشکال رسانه‌ای و همچنین توانایی در خواندن، ارزیابی و تولید متن، صدا و تصویر یا ترکیبی از همه این عناصر است.
ح.خسروی(جالب دات نت)
بیوگرافی مشاهیر
تست اعداد اول
تست سرعت اینترنت شما
آمار لحظه به لحظه جهان!
يك ساعت عجيب و جالب
همه چیز درباره موبایل
فهرست عناوین مطالب سایت
محمد خسروی
مهدی خسروی
گوگل
عصرایران
تابناک
وبز
پی سی اسکریپت
ایران جاوا
آریا لینک
وبسایت رسمی بادرود
بادرود آزاد
بانک مقالات علمی (فارسی)
سایت دروغ
سایت 2روغ
ساختIDدرگوگل(Gmail)
ساختIDدرyahoo
کی.یو.ال.سی
آرشیو و تاریخچه وبسایتها
وبلاگ تخصصی آموزش ودانلود
آرمان نامه
چندسال عمرمیکنی؟؟
استاد فرشچیان
لینکهای جالب ریاضی
ارسال sms رایگان از طریق اینترنت
علمی,کتاب,مقاله,برنامه,هک
قالب خودرا در ۱۰دقیقه بسازید
پيغامك
جدول سودوکو (Sudoko)
جایگزین آنلاین فتوشاپ
بارونی
اطلاعات موسیقی ایران
یه کندوی دانلود
فکس مجانی بفرستید
آپلود تصاویر شما با پیک لت
بزرگترین سایت تفریحی ایران
اپرا + نوید
میکروبلاگینگ وی ویو
وبززز
پروفایل من در گوگل
کدپستی شما
خدمات الکترونیکي ايران
رتبه خود را در بین پولدارها ببینید.
آرشیو عکس جهانی
روزشمار تولد تصویری
کتابهای الکترونیکی موبایل
كتابهاي رايگان فارسي
شارژ اينترنتی سيم کارت اعتباری
صورتحساب همراه اول
آپدیت Nod32 تمام ورژنها
قدیمی ها
همه تقویمها
قالب های رایگان بلاگفا و ...
دنیای کامپیوتر و موبایل
انيشتين براي شما مي نويسد!!
همه ضرب المثلهای ایرانی
با فونتهای گوگل،یاهو و ... تایپ کنید
ایجاد افکتهای زیبا به عکسهای شما
اعمال افکت بر روی عکسهای شما
مبدل پینگلیش به فارسی گوگل
اکسپرس، قالب نرم افزاری متن باز
از مولتي‌كالر لذت ببريد
محمد
مانی
مهدی
ایران
بادرود
خسروی
آپلودرايگان
دانلود کتاب هاي تاريخي
بازی هوش سنج
نتایج فوتبال سراسر جهان
يك بيليون ماز به همراه جواب
آموزش رايگان ساخت كاردستي
نينجا متن شما را مي‌نويسد !
آموزش ساخت اسباب بازي کاغذی
خطاطي و نستعليق آنلاين تحت وب
ارسال و دریافت SMS و MMS از طریق اینترنت
آرش 98 برنامه های موبایل و رایانه
معلمان ریاضی مقطع راهنمایی
مباحث متنوع رياضي و . . .
فاصله بین تهران و شهرهای ایران
دانلود نرم افار + کرک
دلنوشته های مادر شیرین
جعبه سازی
pc دانلود
چهره سازی آنلاین
تمرین تای‍پ فارسی
آرشیو اینترنتی تلویزیون ایرانIRIB SIMA

::: فال حافظ :::
نیت کن و بر روی فال کلیک کن

اطلاعات شما
IP

جستجو

Google


در كل اينترنت
در جالب دات نت




تبليغات
يادمان نرود...
يادمان نرود...
افكار زيبا
فرزندم؛ وقتي راه رفتن آموختي، دويدن بياموز؛

و دويدن كه آموختي، پرواز را بياموز؛

راه رفتن بياموز، زيرا راه‌هايي كه مي‌روي با تو يگانه مي‌شوند و هر سفر بر داشته‌هاي تو اضافه مي‌كند.

دويدن بياموز، چون هر چه را بخواهي دور است و هر قدر كه زودباشي باز هم دير است.

فرزندم؛ پس از اين‌ها، پرواز را فرا بگير نه براي اين‌كه از زمين جدا شوي، براي آن كه به اندازه فاصله زمين تا آسمان گسترده شوي.



موضوع مطلب : » جملات قصار حکیمانه
درج در 88/11/19 توسط: » مدیر وبسایت:خسروی ::: لينك ثابت :::
داغ کن - کلوب دات کام
با موقعيتها چانه نزن
در روم باستان، عده اي غيبگو با عنوان سيبيل ها جمع شدند و آينده امپراتوري روم را در نه كتاب نوشتند.سپس كتابها را به تيبريوي عرضه كردند . امپراطور رومي پرسيد : بهايشان چقدر است؟

سيبيل ها گفتند: يكصد سكه طلا

تيبريوس آنها را با خشم از خود راند سيبيل ها سه جلد از كتابها را سوزاندند و بازگشتند و گفتند:قيمت همان صد سكه است . تيبريوس خنديد و گفت:چرا بايد براي چيزي كه شش تا و نه تايش يك قيمت دارد بهايي بپردازم؟

سيبيل ها سه جلد ديگر را نيز سوزاندند و با سه كتاب باقي مانده برگشتند و گفتند:قيمت هنوز همان صد سكه است .

تيبريوس با كنجكاوي تسليم شد و تصميم گرفت كه صد سكه را بپردازد . اما اكنون او مي توانست فقط قسمتي از آينده امپراطوريش را بخواند .

مرشد مي گويد: قسمت مهمي از درس زندگي اين است كه با موقعيتها چانه نزنيم .
موضوع مطلب : » جملات قصار حکیمانه
درج در 88/11/15 توسط: » مدیر وبسایت:خسروی ::: لينك ثابت :::
داغ کن - کلوب دات کام
سه پرسش سقراط
هر زمان شايعه اي روشنيديدو يا خواستيد شايعه اي را تکرار کنيد اين فلسفه را در ذهن خود داشته باشيد!

در يونان باستان سقراط به دليل خرد و درايت فراوانش مورد ستايش بود. روزي فيلسوف بزرگي که از آشنايان سقراط بود،با هيجان نزد او آمد و گفت:سقراط ميداني راجع به يکي ازشاگردانت چه شنيده ام؟

سقراط پاسخ داد:"لحظه اي صبر کن.قبل از اينکه به من چيزي بگويي از تومي خواهم آزمون کوچکي را که نامش سه پرسش است پاسخ دهي."مرد پرسيد:سه پرسش؟سقراط گفت:بله درست است.قبل از اينکه راجع به شاگردم بامن صحبت کني،لحظه اي آنچه را که قصدگفتنش را داري امتحان کنيم.

اولين پرسش حقيقت است.کاملا مطمئني که آنچه را که مي خواهي به من بگويي حقيقت دارد؟مرد جواب داد:"نه،فقط در موردش شنيده ام."سقراط گفت:"بسيار خوب،پس واقعا نميداني که خبردرست است يا نادرست.

حالا بيا پرسش دوم را بگويم،"پرسش خوبي"آنچه را که در موردشاگردم مي خواهي به من بگويي خبرخوبي است؟"مردپاسخ داد:"نه،برعکس…"سقراط ادامه داد:"پس مي خواهي خبري بد در مورد شاگردم که حتي درموردآن مطمئن هم نيستي بگويي؟"مردکمي دستپاچه شد و شانه بالا انداخت.

سقراط ادامه داد:"و اما پرسش سوم سودمند بودن است.آن چه را که مي خواهي در مورد شاگردم به من بگويي برايم سودمند است؟"مرد پاسخ داد:"نه،واقعا…"سقراط نتيجه گيري کرد:"اگرمي خواهي به من چيزي رابگويي که نه حقيقت داردونه خوب است و نه حتي سودمند است پس چرا اصلا آن رابه من مي گويي؟

موضوع مطلب : » جملات قصار حکیمانه
درج در 88/10/07 توسط: » مدیر وبسایت:خسروی ::: لينك ثابت :::
داغ کن - کلوب دات کام
نصیحت لقمان حکیم به پسرش
روزی لقمان به پسرش گفت امروز به تو سه پند می دهم که کامروا شوی:
اول این که سعی کن در زندگی بهترین غذای جهان را بخوری!
دوم این که در بهترین بستر و رختخواب جهان بخوابی!
و سوم این که در بهترین کاخها و خانه های جهان زندگی کنی!!!...

پسر لقمان گفت ای پدر ما یک خانواده بسیار فقیر هستیم چطور من می توانم این کارها را انجام دهم؟

لقمان جواب داد:

اگر کمی دیرتر و کمتر غذا بخوری هر غذایی که می خوری طعم بهترین غذای جهان را می دهد.
اگر بیشتر کار کنی و کمی دیرتر بخوابی در هر جا که خوابیده ای احساس می کنی بهترین خوابگاه جهان است
و اگر با مردم دوستی کنی، در قلب آنها جای می گیری و آن وقت بهترین خانه های جهان مال توست.
موضوع مطلب : » جملات قصار حکیمانه
درج در 88/09/11 توسط: » مدیر وبسایت:خسروی ::: لينك ثابت :::
داغ کن - کلوب دات کام
لذت زندگی
یك تاجر آمریكایى نزدیك یك روستاى مكزیكى ایستاده بود كه یك قایق كوچك ماهیگیرى از بغلش رد شد كه توش چند تا ماهى بود!

از مكزیكى پرسید: چقدر طول كشید كه این چند تارو بگیرى؟
مكزیكى: مدت خیلى كمى !

آمریكایى: پس چرا بیشتر صبر نكردى تا بیشتر ماهى گیرت بیاد؟
مكزیكى: چون همین تعداد هم براى سیر كردن خانواده‌ام كافیه !

آمریكایى: اما بقیه وقتت رو چیكار میكنى؟
مكزیكى: تا دیروقت میخوابم! یك كم ماهیگیرى میكنم!با بچه‌هام بازى میكنم! با زنم خوش میگذرونم! بعد میرم تو دهكده میچرخم! با دوستام شروع میكنیم به گیتار زدن و خوشگذرونى! خلاصه مشغولم با این نوع زندگى !

آمریكایى: من توی هاروارد درس خوندم و میتونم كمكت كنم! تو باید بیشتر ماهیگیرى بكنى! اونوقت میتونى با پولش یك قایق بزرگتر بخرى! و با درآمد اون چند تا قایق دیگه هم بعدا اضافه میكنى! اونوقت یك عالمه قایق براى ماهیگیرى دارى !
مكزیكى: خب! بعدش چى؟

آمریكایى: بجاى اینكه ماهى‌هارو به واسطه بفروشى اونارو مستقیما به مشتریها میدى و براى خودت كار و بار درست میكنى... بعدش كارخونه راه میندازى و به تولیداتش نظارت میكنى... این دهكده كوچیك رو هم ترك میكنى و میرى مكزیكو سیتى! بعدش لوس آنجلس! و از اونجا هم نیویورك... اونجاس كه دست به كارهاى مهمتر هم میزنى ...

مكزیكى: اما آقا! اینكار چقدر طول میكشه؟
آمریكایى: پانزده تا بیست سال !

مكزیكى: اما بعدش چى آقا؟
آمریكایى: بهترین قسمت همینه! موقع مناسب كه گیر اومد، میرى و سهام شركتت رو به قیمت خیلى بالا میفروشى! اینكار میلیونها دلار برات عایدى داره !

مكزیكى: میلیونها دلار؟؟؟ خب بعدش چى؟
آمریكایى: اونوقت بازنشسته میشى! میرى به یك دهكده ساحلى كوچیك! جایى كه میتونى تا دیروقت بخوابى! یك كم ماهیگیرى كنى! با بچه هات بازى كنى !
با زنت خوش باشى! برى دهكده و تا دیروقت با دوستات گیتار بزنى و خوش بگذرونى!!!


موضوع مطلب : » جملات قصار حکیمانه
درج در 88/09/09 توسط: » مدیر وبسایت:خسروی ::: لينك ثابت :::
داغ کن - کلوب دات کام
هفت مورد خطرناک!
از نظر گاندي هفت موردي که بدون هفت مورد ديگر خطرناک هستند

1- ثروت، بدون زحمت
2- لذت، بدون وجدان
3- دانش، بدون شخصيت
4- تجارت، بدون اخلاق
5- علم، بدون انسانيت
6- عبادت، بدون ايثار
7- سياست، بدون شرافت

اين هفت مورد را گاندي تنها چند روز پيش از مرگش بر روي يک تکه کاغذ نوشت و به نوه اش داد. در نظر گرفتن اين موارد، بهترين راه جلوگيري از بروز خشونت در يک فرد و يا جامعه است.

موضوع مطلب : » جملات قصار حکیمانه
درج در 88/07/30 توسط: » مدیر وبسایت:خسروی ::: لينك ثابت :::
داغ کن - کلوب دات کام
اسرار زندگی
هنگامي که پروردگار جهان را خلق مي کرد، فرشتگان مقرب در گاهش را فراخواند.

خداوند از فرشتگان مقرب خود خواست در تصميمش ياري اش دهند که اسرار زندگي را کجا جاي دهد يکي از فرشتگان پاسخ داد: در زمين دفن کن.

ديگري گفت: در اعماق دريا جاي بده.

يکي ديگر پيشنهاد کرد: در کوه ها پنهان کن.

خداوند پاسخ داد: اگر آنچه را شما مي گوييد انجام دهم، تنها اشخاص معدودي اسرار زندگي را مي يابند. اسرار زندگي بايد در دسترس همه باشد.

يکي از فرشتگان در جواب گفت: بله درک مي کنم، پس در قلب تمام ابناي بشر جاي بده.
هيچ کس فکر نمي کند که آنجا دنبالش بگردد.

خداوند گفت: درست است! در قلب تمام انسانها.

پس بدين ترتيب اسرار زندگي در وجود همه ما جاي دارد.
موضوع مطلب : » جملات قصار حکیمانه
درج در 88/07/27 توسط: » مدیر وبسایت:خسروی ::: لينك ثابت :::
داغ کن - کلوب دات کام
حاصل عمر گابریل گارسیا مارکز در 15 جمله
در 15 سالگی آموختم كه مادران از همه بهتر می‌دانند، و گاهی اوقات پدران هم.

در 20 سالگی یاد گرفتم كه كار خلاف فایده‌ای ندارد، حتی اگر با مهارت انجام شود.

در 25 سالگی دانستم كه یك نوزاد، مادر را از داشتن یك روز هشت ساعته و پدر را از داشتن یك شب هشت ساعته، محروم می‌كند.

در 30 سالگی پی بردم كه قدرت، جاذبه مرد است و جاذبه ، قدرت زن.

در 35 سالگی متوجه شدم كه آینده چیزی نیست كه انسان به ارث ببرد؛ بلكه چیزی است كه خود می‌سازد.
در 40 سالگی آموختم ك رمز خوشبخت زیستن، در آن نیست كه كاری را كه دوست داریم انجام دهیم؛ بلكه در این است كه كاری را كه انجام می‌دهیم دوست داشته باشیم.

موضوع مطلب : » جملات قصار حکیمانه
درج در 88/07/14 توسط: » مدیر وبسایت:خسروی ::: لينك ثابت :::
داغ کن - کلوب دات کام
دعاهایی از بچه‌های ایران

دعاهای زیر از کتاب  سومین جشنواره بین‌المللی "دستهای کوچک دعا" است. این جشنواره سه سال است که در تبریز برگزار می‌شود و دعاهای بچه‌های دنیا را جمع ‌آوری می‌کند و برگزیدگان را به تبریز دعوت و به آنها جایزه می‌دهد. دعاهایی که می‌خوانید از بچه‌های ایران است. لطفاً آمین بگوئید:

آرزو دارم سر آمپول‌ها نرم باشد! (تاده نظر‌بیگیان / ۵ ساله)

خدای مهربانم! من در سال جدید از شما می‌خواهم اگر در شهر ما سیل آمد فوراً من را به ماهی تبدیل کنی! (نسیم حبیبی / ۷ ساله)

ای خدای مهربان! پدر من آرایشگاه دارد. من همیشه برای سلامت بودن او دعا می‌کنم. از تو می‌خواهم بازار آرایشگاه او و همه آرایشگاه‌ها را خوب کنی تا بتوانم پول عضویت کانون را از او بگیرم چون وقتی از او پول عضویت کانون را می‌خواهم می‌گوید بازار آرایشگاه خوب نیست! (فرشته جبار نژاد ملکی / 11 ساله)



موضوع مطلب : » جملات قصار حکیمانه
درج در 88/07/14 توسط: » مدیر وبسایت:خسروی ::: لينك ثابت :::
داغ کن - کلوب دات کام
خشم و فاصله

استادى از شاگردانش پرسيد: چرا ما وقتى عصبانى هستيم داد مي‌زنيم؟ چرا مردم هنگامى که خشمگين هستند صدايشان را بلند مي‌کنند و سر هم داد مي‌کشند؟
شاگردان فکرى کردند و يکى از آنها گفت: چون در آن لحظه، آرامش و خونسرديمان را از دست مي‌دهيم.
استاد پرسيد: اين که آرامشمان را از دست مي‌دهيم درست است امّا چرا با وجودى که طرف مقابل کنارمان قرار دارد داد مي‌زنيم؟ آيا نمي‌توان با صداى ملايم صحبت کرد؟ چرا هنگامى که خشمگين هستيم داد مي‌زنيم؟
شاگردان هر کدام جواب‌هايى دادند امّا پاسخ‌هاى هيچکدام استاد را راضى نکرد...
سرانجام او چنين توضيح داد: هنگامى که دو نفر از دست يکديگر عصبانى هستند، قلب‌هايشان از يکديگر فاصله مي‌گيرد. آنها براى اين که فاصله را جبران کنند مجبورند که داد بزنند. هر چه ميزان عصبانيت و خشم بيشتر باشد، اين فاصله بيشتر است و آنها بايد صدايشان را بلندتر کنند.
سپس استاد پرسيد: هنگامى که دو نفر عاشق همديگر باشند چه اتفاقى مي‌افتد؟

آنها سر هم داد نمي‌زنند بلکه خيلى به آرامى با هم صحبت مي‌کنند.

چرا؟ چون قلب‌هايشان خيلى به هم نزديک است. فاصله قلب‌هاشان بسيار کم است.
استاد ادامه داد: هنگامى که عشقشان به يکديگر بيشتر شد، چه اتفاقى مي‌افتد؟
آنها حتى حرف معمولى هم با هم نمي‌زنند و فقط در گوش هم نجوا مي‌کنند و عشقشان باز هم به يکديگر بيشتر مي‌شود.
سرانجام، حتى از نجوا کردن هم بي‌نياز مي‌شوند و فقط به يکديگر نگاه مي‌کنند!
اين هنگامى است که ديگر هيچ فاصله‌اى بين قلب‌هاى آن‌ها باقى نمانده باشد...


موضوع مطلب : » جملات قصار حکیمانه
درج در 88/06/16 توسط: » مدیر وبسایت:خسروی ::: لينك ثابت :::
داغ کن - کلوب دات کام
من دخترک را همان جا رها کردم!

دو راهب که مراحلي از سير و سلوک را گذرانده بودند و از دياري به ديار ديگر سفر ميکردند سر راه خود دختري را ديدند که در کنار رودخانه ايستاده بود و ترديد داشت که از آن بگذرد.

وقتي راهبان نزديک رودخانه رسيدند دخترک از آنها تقاضاي کمک کرد. يکي از راهبان بلادرنگ دختر را برداشت و از رودخانه گذراند.

راهبان به راه خود ادامه دادند و مسافتي طولاني را پيمودند تا به مقصد رسيدند.

در همين هنگام راهب دوم که ساعت ها سکوت کرده بود خطاب به همراه خود گفت: " دوست عزيز، ما راهبان نبايد به زنان نزديک شويم. تماس با آنها برخلاف عقايد و مقررات مکتب ماست. در صورتيکه تو دخترک را بغل کردي و از رودخانه عبور دادي.

راهب اولي با خونسردي و با حالتي بي تفاوت پاسخ داد: "من دخترک را همان جا رها کردم ولي تو هنوز به آن چسبيده اي و آن را رها نميکني."

موضوع مطلب : » زنگ تفریح
درج در 88/06/14 توسط: » مدیر وبسایت:خسروی ::: لينك ثابت :::
داغ کن - کلوب دات کام
پیرمرد و پسر زندانی

پیرمردی تنها در مینه سوتا زندگی می کرد . او می خواست مزرعه سیب زمینی اش راشخم بزند اما این کار خیلی سختی بود .
تنها پسرش که می توانست به او کمک کند در زندان بود .

پیرمرد نامه ای برای پسرش نوشت و وضعیت را برای او توضیح داد :
پسرعزیزم من حال خوشی ندارم چون امسال نخواهم توانست سیب زمینی بکارم .

من نمی خواهم این مزرعه را از دست بدهم، چون مادرت همیشه زمان کاشت محصول را دوست داشت. من برای کار مزرعه خیلی پیر شده ام. اگر تو اینجا بودی تمام مشکلات من حل می شد.
من می دانم که اگر تو اینجا بودی مزرعه را برای من شخم می زدی .
دوستدار تو پدر

پیرمرد این تلگراف را دریافت کرد :

پدر, به خاطر خدا مزرعه را شخم نزن , من آنجا اسلحه پنهان کرده ام .
4 صبح فردا 12 نفر از مأموران Fbi و افسران پلیس محلی دیده شدند , و تمام مزرعه را شخم زدند بدون اینکه اسلحه ای پیدا کنند .

پیرمرد بهت زده نامه دیگری به پسرش نوشت و به او گفت که چه اتفاقی افتاده و می خواهد چه کند ؟
پسرش پاسخ داد : پدر برو و سیب زمینی هایت را بکار، این بهترین کاری بود که از اینجا می توانستم برایت انجام بدهم .

نتیجه اخلاقی :
هیچ مانعی در دنیا وجود ندارد . اگر شما از اعماق قلبتان تصمیم به انجام کاری بگیرید می توانید آن را انجام بدهید .
مانع ذهن است . نه اینکه شما یا یک فرد کجا هستید.


موضوع مطلب : » جملات قصار حکیمانه
درج در 88/05/18 توسط: » مدیر وبسایت:خسروی ::: لينك ثابت :::
داغ کن - کلوب دات کام
نیایشی زیبا از"جک ریمر"یکی از نویسندگان معاصر

"خداونداما نمی توانیـم به درگاه تـو دعا کـنیم تا جنگ را پایان بخشی،زیرامی دانیـم دنیا را به ایـن شکـل آفـریده ای و انسان خود قادر است جادۀ صلح را هموار کند."

"خداوندا ما نمی توانیم دعا کنیم قحطی و گرسنگی را از بیـن ببـری،زیرا مـنابعی به ما عـطا کرده ای که در صـورت استفادۀ عاقلانه از آن می تواند تمام دنیا را تغذیه کند."

"خداونداما نمی توانیم دعا کنیم تبعیض نژادی را ریشه کن کنی، زیرا به ما دیدۀ بصیرت داده ای تا بتوانیم خوبی ها ی تمام انسانها را ببینیم."

"خداوندا ما نمی توانیم به درگاهت دعا کنیم به ناامیدی هایمان پایان بخشی،زیراتوانایی از بین بردن نابسامانی ها را به ما عطاکرده ای."

"خداوندامانمی توانیم دعاکنیم بیماری را ریشه کن کنی،زیرابه ماقدرت تفکرداده ای تابه وسیلۀ آن راه علاج بیماریها راکشف کنیم."

بنابراین به درگاهـت دعا خواهـیم کرد،به ما شـهامـت،قـدرت،اراده،آگاهی ،عـزمی راسـخ،صبـر،ایـمان وتاب تحمـل سخـتی ها را عطا کنی تا دیگـرلازم نباشـد بگوییـم،خدایا ما را به آرزوهایمان بـرسـان ..


موضوع مطلب : » جملات قصار حکیمانه
درج در 88/05/11 توسط: » مدیر وبسایت:خسروی ::: لينك ثابت :::
داغ کن - کلوب دات کام
پلي بسوي خدا

جالب دات نتروزگاري دو برادر که در همسايگي هم در مزرعه شان زندگي مي کردند با هم اختلاف پيدا کردند. اين اولين اختلاف جدي آنها در اين چهل سال بود. آنان در اين مدت بدون هيچ گير و گرهي دوش به دوش هم کار کرده بودند، ماشين آلات شان را به هم مي دادند، کارگر و محصولات شان را با هم شريک مي شدند. اما حالا، بعد از اين همه همکاري، اولين شکاف جدي بين شان ايجاد شده بود.

اول با يک سوءتفاهم ساده شروع شد بعد به يک اختلاف اساسي تبديل شد، سرانجام کار به دعوا کشيد و به هم ناسزا گفتند و اکنون چند هفته بود که با هم حرف نمي زدند.يک روز صبح در خانه "جان" را زدند در را باز کرد، نجاري با جعبه ابزارش پشت در بود. نجار گفت: دنبال يک کار چند روزه مي گردم. گفتم شايد شما کارهاي جزيي داشته باشيد که بتوانم انجام دهم.برادر بزرگ تر گفت: بله. اتفاقاً دارم. مزرعه آن طرف نهر را مي بيني؟ مزرعه همسايه من است. در واقع او برادر کوجک تر من است.تا هفته پيش علفزاري بين ما بود. اخيراً با بولدوزرش خاکريز رودخانه را برداشته و حالا فقط يک نهر بين ماست. شايد او اين کار را از سر لجبازي کرده باشد. اما مي دانم چه طور تلافي کنم. آن کپه الوار را نزديک انبار مي بيني؟ مي خواهم با آنها نرده اي بسازي به ارتفاع دو متر و نيم که ديگر نه خانه اش را ببينم نه قيافه اش را.نجار گفت: گمانم فهميدم اوضاع از چه قرار است. جاي ميخ و چاله کن را نشانم بده تا کاري کنم که خوشت بيايد.برادر بزرگ تر بايد به شهر مي رفت. لوازم کار نجار را در اختيارش گذاشت و رفت. نجار تمام روز را سخت کار کرد. اندازه گرفت، اره کرد، ميخ کرد، حوالي غروب هنگام بازگشت مزرعه دار، نجار تازه کارش را تمام کرده بود.

مزرعه دار با ديدن حاصل کار نجار چشم هايش از تعجب گرد شد و دهانش باز ماند. نه تنها نرده اي وجود نداشت. بلکه يک پل درست کرده بود... پلي که اين طرف نهر را به آن طرف وصل مي کرد. کاري هنرمندانه، با دست انداز روي پل و همه چيزهاي لازم يک پل.

همسايه اش، يعني برادر کوچک ترش، دست ها را باز کرد و به طرف آنها آمد: تو واقعاً رفيق خوبي هستي که بعد از آن حرف ها و کارهايم باز اين پل را ساختي.

دو برادر در دو سوي پل ايستادند و بعد در ميانه پل به هم رسيدند و دست هم را گرفتند برگشتند و ديدند که نجار دارد جعبه ابزارش را برمي دارد که برود.برادر بزرگ تر گفت: نرو صبر کن. چند روز ديگر بمان. کلي کار برايت دارم. نجار گفت: دلم مي خواهد بمانم.اما پل هاي زيادي مانده که بايد بسازم.

فقط اين را به ياد داشته باشيد که خدااز شما نمي پرسد چه اتومبيلي داشتيد، اما از شما خواهد پرسيد که با اتومبيل تان چند نفر را به مقصد رسانديد.

خدا از شما نمي پرسد خانه تان چه قدر بزرگ بود، اما از شما خواهد پرسيد چند نفر را با روي خوش در خانه تان پذيرفتيد.

خدا از شما نمي پرسد چند دست لباس در کمدتان داشتيد، اما از شما خواهد پرسيد چند بي لباس را پوشانديد.

خدا از شما نمي پرسد چند دوست داشتيد، اما از شما خواهد پرسيد که شما در حق چند نفر دوستي کرديد.

خدا از شما نمي پرسد در کدام محله زندگي مي کرديد، اما از شما خواهد پرسيد که با همسايه تان چه رفتاري داشتيد.

خدا از شما نمي پرسد پوست تان چه رنگ بود، اما از شما خواهد پرسيد که چه خصوصيات اخلاقي داشتيد.

موضوع مطلب : » زنگ تفریح
درج در 88/04/23 توسط: » مدیر وبسایت:خسروی ::: لينك ثابت :::
داغ کن - کلوب دات کام
داستان شیطان و انسان!
مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در مسجد بخواند...
لباس پوشید و راهی مسجد شد اما در راه زمین خورد و لباسهایش کثیف شد. او بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت.
لباسهایش را عوض کرد و دوباره راهی مسجد شد و در همان نقطه مجدداً زمین خورد! او دوباره بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت.
یک بار دیگر لباسهایش را عوض کرد و راهی مسجد شد. در راه با مردی که چراغ در دست داشت برخورد کرد و نامش را پرسید. مرد پاسخ داد: (( من دیدم شما در راه به مسجد دو بار به زمین افتادید.))، از این رو چراغ آوردم تا بتوانم راهتان را روشن کنم. مرد از او تشکر کرد و هر دو راهشان را به طرف مسجد ادامه دادند. همین که به مسجد رسیدند، مرد اول از مرد چراغ بدست در خواست کرد تا به مسجد وارد شود و با او نماز بخواند. مرد دوم از رفتن به داخل مسجد خودداری کرد !!! مرد اول درخواستش را دوبار دیگر تکرار کرد و مجدداً همان جواب را شنید ! مرد اول تعجب کرد که چرا او نمی خواهد وارد مسجد شود و نماز بخواند!!!
مرد دوم پاسخ داد: ((من شیطان هستم.)) مرد اول با شنیدن این جواب جا خورد.
شیطان در ادامه توضیح داد: من شما را در راه به مسجد دیدم و این من بودم که باعث زمین خوردن شما شدم! وقتی شما به خانه رفتید، خودتان را تمیز کردید و به مسجد برگشتید، خدا همه گناهان شما را بخشید. من برای بار دوم باعث زمین خوردن شما شدم و حتی آن هم شما را تشویق به ماندن در خانه نکرد، بلکه با جدیت بیشتر به راه مسجد برگشتید. به خاطر آن، خدا همه گناهان افراد خانواده ات را بخشید. من ترسیدم که اگر یک بار دیگر باعث زمین خوردن شما بشوم، آنگاه خدا گناهان افراد دهکده تان را خواهد بخشید. بنا براین، من سالم رسیدن شما را به مسجد مطمئن ساختم...!  
نکته اخلاقی: کار خیری را که قصد دارید انجام دهید به تعویق نیاندازید. زیرا هرگز نمی دانید چقدر اجر و پاداش ممکن است ازمواجه با سختی های در حین تلاش به انجام کار خیر دریافت کنید.

موضوع مطلب : » جملات قصار حکیمانه
درج در 88/04/19 توسط: » مدیر وبسایت:خسروی ::: لينك ثابت :::
داغ کن - کلوب دات کام
يک سيني برداريد و هر چه مي خواهيد، انتخاب کنيد!

داستاني در مورد اولين ديدار «امت فاکس»، نويسنده و فيلسوف معاصر، از رستوران سلف سرويس؛ هنگامي که براي نخستين بار به آمريکا رفت.وي که تا آن زمان، هرگز به چنين رستوراني نرفته بود در گوشه اي به انتظار نشست.با اين نيت که از او پذيرايي شود.اما هرچه لحظات بيشتري سپري مي شد ناشکيبايي او از اينکه مي ديد پيشخدمتها کوچکترين توجهي به او ندارند،شدت گرفت.از همه بدتر اينکه مشاهده مي کرد کساني پس از او وارد شده بودند و در مقابل بشقاب هاي پر از غذا نشسته و مشغول خوردن بودند.
وي با ناراحتي به مردي که بر سر ميز مجاور نشسته بود،نزديک شد و گفت:«من حدود بيست دقيقه است که در اينجا نشسته ام بدون آنکه کسي کوچکترين توجهي به من نشان دهد. حالا مي بينم شما که پنج دقيقه پيش وارد شديد با بشقابي پر از غذا در مقابلتان اينجا نشسته ايد!موضوع چيست؟مردم اين کشور چگونه پذيرايي مي شوند؟»مرد با تعجب گفت:« ولي اينجا سلف سرويس است.» سپس به قسمت انتهايي رستوران جايي که غذاها به مقدار فراوان چيده شده بود، اشاره کرد و ادامه داد:« به آنجا برويد، يک سيني برداريد و هر چه مي خواهيد، انتخاب کنيد،پول آن را بپردازيد،بعد اينجا بنشينيد و آن را ميل کنيد!»

امت فاکس، که قدري احساس حماقت مي کرد، دستورات مرد را پي گرفت.اما وقتي غذا را روي ميز گذاشت ناگهان به ذهنش رسيد که زندگي هم در حکم سلف سرويس است.همه نوع رخدادها،فرصت ها،موقعيتها،شاديها،سرورها و غم ها در برابر ما قرار دارد. در حالي که اغلب ما بي حرکت به صندلي خود چسبيده ايم و آن چنان محو اين هستيم که ديگران در بشقاب خود چه دارند و دچار شگفتي شده ايم که چرا او سهم بيشتري دارد؟که هرگز به ذهنمان نمي رسد خيلي ساده از جاي خود برخيزيم و ببينيم چه چيزهايي فراهم است،سپس آنچه مي خواهيم،برگزينيم.

 از کتاب: شما عظيم تر از آني هستيد که مي انديشيد/مسعود لعلي


موضوع مطلب : » اجتماعی
درج در 88/04/01 توسط: » مدیر وبسایت:خسروی ::: لينك ثابت :::
داغ کن - کلوب دات کام
جملات قصار حکیمانه 6

فاش نکردن اسرار مردم دلیل کرامت و بلندی همت است.  سقراط

توانایی حل مشکلات به نحو خوب و موثر موجب صرفه جویی بسیار در وقت می شود . برایان تریسی
     
بهترین سیاست صداقت است. سروانتس

کین خواهی از خاندان یک بدکار ، تنها نشان ترس است ، نه نیروی آدمهای  فرهمند . ارد بزرگ

غضب ، نابیناترین ، شدیدترین و زشت ترین ناصحان است . دسه گور


موضوع مطلب : » جملات قصار حکیمانه
درج در 87/11/23 توسط: » مدیر وبسایت:خسروی ::: لينك ثابت :::
داغ کن - کلوب دات کام
جملات قصار حکیمانه 5

تا وقتیکه مرد عروسی نکرده او را غیر کامل می خوانند ، بنابراین معلوم می شود پس از ازدواج کار مرد تمام است . باب هاپ

دانش امروز  فر بسیاری در پی داشته ، اما  نیروی جاری سازی آرامش به روان ما را ندارد . امنیت را  بزرگان خردمند به ما می بخشند .  ارد بزرگ

کسی که به آبادانی  می کوشد جهان از او به نیکی یاد می کند . فردوسی خردمند

رشد شخصیت عامل اصلی صرفه جویی در وقت است . هر قدر انسان برتری شوید با صرف وقت کمتری می توانید به هدف های خود برسید . برایان تریسی
     


موضوع مطلب : » جملات قصار حکیمانه
درج در 87/11/23 توسط: » مدیر وبسایت:خسروی ::: لينك ثابت :::
داغ کن - کلوب دات کام
جملات قصار حکیمانه 4

تنها راه غلبه بر ترس روبرو شدن با آن است. ما غالبا به طرف حوادثی کشیده می شویم که از رویارو شدن با آنها وحشت داریم.بنابراین اگر از تنهایی بترسید تنهایی را برای خود به ارمغان می آورید. اگر از بدهکار بودن بترسید به احتمال زیاد با تمام زیر و بم آن آشنا خواهید شد. اگر از دستپاچگی و پریشان حالی واهمه داشته باشید همان را تجربه خواهیدکرد. این، روش زندگی برای تشویق ما انسانها به رشد کردن است. آندرو متیوز

 80% از وقت خود  را به جست و جو و عرضه اختصاص دهید و فقط 20% از وقتتان را صرف پی گیری کنید . برایان تریسی
      
شیرین ترین سخنان در زندگی ، خوش آمد گویی بی غل و غش زن به شوهر خویش است . جورج ولز


موضوع مطلب : » جملات قصار حکیمانه
درج در 87/11/23 توسط: » مدیر وبسایت:خسروی ::: لينك ثابت :::
داغ کن - کلوب دات کام
جملات قصار حکیمانه 3

آدم بی مغز و پرگو چون آدم ولخرج و بی سرمایه است . پاسکال
 
امروز به کارهایی بپردازید که شما را به زندگی ایده آل فردا می رساند . برایان تریسی
 
آنقدر شکست می‌خورم تا راه شکست دادن را بیاموزم . پطر

دودمان بی نیا و مرد کهن ، به هزار آیین اهریمنی گردانده می شود . ارد بزرگ


موضوع مطلب : » جملات قصار حکیمانه
درج در 87/11/23 توسط: » مدیر وبسایت:خسروی ::: لينك ثابت :::
داغ کن - کلوب دات کام
جملات قصار حکیمانه 2

بیشتر مردم به آزادی علاقه چندانی ندارند چون آزادی مستلزم و متضمن مسؤولیت است و بیشتر مردم از مسؤولیت واهمه دارند. زیگموند فروید

آنکه هدفش را ساده و باز نموده کمتر دچار سر در گمی می گردد . ارد بزرگ

در تئوری اگر به انسان در برابر اعمالش مسؤولیت بدهید، در آن صورت حق انتخاب دارد که قبول کند یا نکند. دیوید گاور

غذای سبک بخورید ، به خصوص هنگام ناهار تا در تمام بعد از ظهر ذهنی روشن و آماده داشته باشید . برایان تریسی
     


موضوع مطلب : » جملات قصار حکیمانه
درج در 87/11/23 توسط: » مدیر وبسایت:خسروی ::: لينك ثابت :::
داغ کن - کلوب دات کام
جملات قصار حکیمانه 1

وقتی زندگی چیز زیادی به شما نمی دهد ، دلیلش آن است که شما هم چیز زیادی از او نخواسته اید . مارسل پیره وو

هرروز صبح پس از بیدار شدن ، بی درنگ مشغول مهم ترین کاری که باید انجام دهید شوید و سعی کنید آن را به اتمام برسانید . برایان تریسی

توهین ها مانند سکۀ تقلبی اند . ما ناگزیریم آنها را بشنویم ، ولی مجبور نیستیم قبولشان کنیم . رسورجن

آنچه بدست خواهی آورد فراتر از رنج و زحمتت نخواهد بود . ارد بزرگ



موضوع مطلب : » جملات قصار حکیمانه
درج در 87/11/23 توسط: » مدیر وبسایت:خسروی ::: لينك ثابت :::
داغ کن - کلوب دات کام
عناوين آخرين مطالب ارسالي
free counters
تمامی حقوق این سایت شامل: مطالب ، تصاویر ، قالب و ...محفوظ است،
نقل و استفاده از آنها در سایت ها ، نشریات و وبلاگها با ذکر یا بدون ذکر منبع مجاز می باشد.
Copyright ©2007-2009, Jaleb Group All Rights Reserved
Template Designer: jaleb.net
مدت زمان ايجاد صفحه : 0.83 ثانيه