
شهر هرت جايي است كه توي فرودگاه برادر و پدرتو مي توني ببوسي اما همسرتو نه...
شهر هرت جايي است كه همه با هم خواهر برادرن اما اين برادرا خواهرا رو كه نگاه مي كنن ياد تختخواب مي افتن
شهر هرت جايي است كه مردم سوار تاكسي مي شن زود برسن سر كار تا كار كنن وپول تاكسيشونو در بيارن
شهر هرت جايي است كه رنگهاي رنگين كمان مكروهند و رنگ سياه مستحب
شهر هرت جايي است كه اول ازدواج مي كنند بعد همديگه رو مي شناسن
شهر هرت جايي است كه همه بَدَن مگر اينكه خلافش ثابت بشه
شهر هرت جايي است كه دوست بعد از شنيدن حرفات بهت مي گه: دوباره لاف زدي؟؟
شهر هرت جايي است كه بهشتش زير پاي مادراني است كه حقي از زندگي و فرزند و همسر ندارند
شهر هرت جايي است كه درختا علل اصلي ترافيك اند و بريده مي شوند تا ماشينها راحت تر برانند
شهر هرت جايي است كه كودكان زاده مي شوند تا عقده هاي پدرها و مادرهاشان را درمان كنند
شهر هرت جايي است كه شوهر ها انگشتر الماس براي زنانشان مي خرند اما حوصله 5 دقيقه قدم زدن را با همسران ندارند
شهر هرت جايي است كه همه با هم مساويند و بعضي ها مساوي تر
شهر هرت جايي است كه براي مريض شدن و پيش دكتر رفتن حتماْ بايد پارتي داشت
شهر هرت جايي است كه با ميلياردها پول بعد از ماهها فقط مي توان براي مردم مصيبت ديده چند چادر برپا كرد
شهر هرت جايي است كه خنده عقل را زائل مي كند
شهر هرت جايي است كه زن بايد گوشه خونه باشه و البته اون گوشه كه آشپزخونه است و بهش مي گن مرواريد در صدف
شهر هرت جايي است كه 33 بچه كشته مي شن و ماموراي امنيت شهر مي گن: به ما چه. مادر پدرا مي خواستند مواظب بچه هاشون باشند
شهر هرت جاييه كه نصف مردمش زير خط فقرن اما سريالهاي تلويزيونيشو توي كاخها مي سازن
شهر هرت جايي است كه 2 سال بايد بري سربازي تا بليط پاره كردن ياد بگيري
شهر هرت جاييه كه موسيقي حرام است حرام
شهر هرت جايي است كه گريه محترم و خنده محكومه
شهر هرت جايي است كه وطن هرگز مفهومي نداره و باعث ننگه
شهر هرت جايي است كه هرگز آنچه را بلدي نبايد به ديگري بياموزي
شهر هرت جايي است كه همه شغلها پست و بي ارزشند مگر چند مورد انگشت شمار
شهر هرت جايي است كه وقتي مي ري مدرسه كيفتو مي گردن مبادا آينه داشته باشي
شهر هرت جايي است كه دوست داشتن و دوست داشته شدن احمقانه، ابلهانه و ... است
شهر هرت جايي است كه وقتي از دختر مي پرسن مي خواي با اين آقا زندگي كني مي گه: نمي دونم هر چي بابام بگه
شهر هرت جايي است كه وقتي مي خواي ازدواج كني 500 نفر رو دعوت مي كني و شام مي دي تا برن و از بدي و زشتي و نفهمي و بي كلاسي تو كلي حرف بزنن
شهر هرت جايي است كه هرگز نمي شه تو پشت بومش رفت مگر اينكه از يك طرفش بيفتي..
شهر هرت جايي است كه .......
کارگردان: کلينت ايست وود. فيلمنامه: ويليام برويلس جونيور، پل هاگيس بر اساس کتاب جيمز برادلي و ران پاورز. موسيقي: کلينت ايست وود. مدير فيلمبرداري: تام استرن. تدوين: جوئل کاکس. طراح صحنه: هنر بامستيد. بازيگران: رايان فيليپه[جان برادلي]، جسي برادفورد[رنه گاگنون]، بري پپر[گروهبان مايک استرانک]، پل واکر[هنک هنسن]، آدام بيچ[ايرا هيز]، بنجامين واکر[هارلون بلوک]. ١٣٢ دقيقه. محصول ٢٠٠٦ آمريکا. نامزد جايزه بهترين بازيگر مرد نقش مکمل/آدام بيچ از انجمنمنتقدان رسانه ها، برنده جايزه بهترين طراحي صحنه، بهترين فيلمبرداري و کارگرداني از مراسم ساتلايت، نامزد جايزه بهترين جلوه هاي ويژه از انجمن مجريان جلوه هاي ويژه و ...
کارگردان:
ژروم کورنائو. فيلمنامه: زاوير دوريسون، فابيان نوري بر اساس فيلمنامه
کلود دساي. موسيقي: اليويه فلوريو. مدير فيلمبرداري: استفان کامي.
تدوين:برايان اشميت. طراح صحنه: ژان-لوک رائول. بازيگران: کلويس
کورنياک[کميسر والنتن]، دايان کروگر[کنستانس رادتسکي]، ادوار بائر[بازرس
پوژول]، اليويه گورمه[بازرس مارسل تراسون]، استفانو آکورسي[آشيل بيانکي]،
ژاک گامبلين[ژول بونو]، تيه ري فرمون[پيوتر]، الکساندر مددوف[پرنس
رادتسکي]، لئا دراکر[لئا]. ١٢٥ دقيقه. محصول ٢٠٠٦ فرانسه. نامزد جايزه کشف
سال براي بهترين موسيقي از جشنواره جهاني موسيقي فيلم.
آخرين
ماموريت کميسر والنتن و سه همکارش: پوژول ماجراجوي شيک پوش که عاشق روسپي
به نام لئا است، ژوويال تراسون نماينده جوخه هاي ببر در مسابقات مشت زني و
آشيل بيانکي تازه کار، مهاجري ايتاليايي، تعقيب گروهي آنارشيست به رهبري
ژول بونو است. کسي که بعداز يک سرقت مسلحانه از کالسکه پستي لقب دشمن
شماره يک جامعه را مي گيرد. شاهزاده روسي کنستانس رادتسکي به همراه همسرش
در پاريس است تا اپراي ايوان مخوف را روي صحنه ببرند. اما وقتي شوهر خوش
قيافه و نفرت انگيزش تصميم مي گيرد تا قراردادي سه جانبه ميان روسيه،
انگلستان و فرانسه امضا کند، کنستانس که ديوانه وار عاشق بونو شده، تصميم
به قتل وي مي گيرد. بونو در حمله والنتن و افرادش کشته مي شود، اما مهره
اصلي گروه او که قاتلي معتاد به نام پيوتر، که جان به در برده با همکاري
کنستانس، يک خبرنگار و بانکداري فاسد و تشنه قدرت در حال عملي کردن بزرگ
ترين و پيچيده ترين توطئه قبل از آغاز جنگ اول جهاني و انقلاب روسيه
هستند...

نويسنده
و کارگردان: کورنليو پرومبيو. موسيقي: روتاريا. مدير فيلمبرداري: ژرژ
داسکالسکو، ماريوس پاندورو. تدوين: روکسانا زل. طراح صحنه: دانيل رادوتا.
بازيگران: ميرسه آ آندرسکو[پيسکوچي]، تئودور کوربان[ويرژيل يدرسکو]، ايون
ساپدارو[مانسکو]، کريستينا کيوفو[والي]، لوميناتا گرگوريو[دومانا مانسکو]،
لوسيان ايفتيمه[کوستل]. ٨٩ دقيقه. محصول ٢٠٠٦ روماني. نام ديگر: A fost
sau n-a fost? . برنده دوربين طلايي و نشان سينماي اروپا از جشنواره کن،
نامزد جايزه بزرگ جشنواره Cottbus، نامزد بهترين فيلمنامه از مراسم فيلم
اروپا، نامزد بهترين فيلمنامه از مراسم روح مستقل، برنده جايزه تماشاگران
و بهترين فيلم رومانيايي از جشنواره ترانسيلوانيا.
٢٢
دسامبر. ١٦ سال از وقوع انقلاب گذشته و کريسمس بار ديگر در حال رسيدن به
شهر کوچک است. پيسکوچي، مرد مسن و بازنشسته خود را براي يک کريسمس ديگر که
بايد به تنهايي سر کند، آماده مي کند. منسکو معلم تاريخ نيز نمي خواهد
تمامي حقوق اش را با پرداخت بدهي هايش از دست بدهد. اما يدرسکو صاحب
ايستگاه تلويزيون محلي از فرا رسيدن تعطيلات چندان خشنود نيست. براي او
زمان آن فرا رسيده که با تاريخ رو در رو شوند. او تصميم مي گيرد با کمک
منسکو و پيسکوچي جوابي براي اين سوال شانزده ساله بيابد که آيا انقلاب به
شهر آنها رسيده يا خير؟










کارگردان:
جنييفر فلکت، مارک لوين. فيلمنامه: جوزف کوانگ، پائولا ميزور، مارک لوين،
جنيفر فلکت بر اساس داستاني از وندي اُر. موسيقي: پاتريک دويل. مدير
فيلمبرداري: استورات دراي برو. تدوين: استوارت لوي. طراح صحنه: بري
رابيسون. بازيگران: ابيگيل برسلين[نيم روسو]، جودي فاستر[الکساندرا روور]،
جرارد باتلر[جک روسو/الکس روور].96 دقيقه. محصول 2008 آمريکا.
دختر
کوچکي به نام نيم بعد از ناپديد شدن مادرش در دريا، به همراه پدرش جک
روسو- محقق و اقيانوس شناس- در يک جزيره زندگي مي کند. او روزها را اغلب
با پدرش، حيوانات دست آموزش- مامورلکي به نام فرد، پليکاني به نام گاليله
و يک فک به اسم سلکي- يا خواندن کتاب ماجراهاي الکس روور مي گذراند. نيم
علاقه شديدي به الکس روور دارد و او را مردي شبيه به پدرش تصور مي کند.
اما نويسنده واقعي ماجراهاي خوش رنگ و لعاب الکس روور کسي نيست جز زني به
نام الکساندرا روور که بر خلاف قهرمانش حتي ار خانه نيز خارج نمي شود.
الکساندرا که در صدد نوشتن مجلد تازه اي از ماجراهاي روور است ايميل به
روسو نوشته و از او مي خواهد تا اطلاعاتي در زمينه آتش فشان و اقيانوس در
اختيار او بگذارد. ايميل توسط نيم دريافت مي شود، چون پدرش جک اين بار به
تنهايي براي يافتن نمونه هاي از پلانکتون ها به دريا رفته است. توفان
آغاز مي شود جک به دام آن افتاده و قايقش تخريب مي شود. همزمان نيم که
خود را با قهرمان روياهايش در تماس مي بيند، سعي مي کند تا اطلاعات لازم
را براي الکساندرا تهيه کند. اما اين عمل وي منجر به زخمي شدن پايش شده و
ماجرا را براي الکساندرا مي نويسد. الکساندرا بعد از فهميدن سن و موقعيت
نيم، راهي نمي بيند جز اينکه براي کمک به دختر کوچک راهي آن سوي دنيا شده
و به جزيره نيم برود. اما اين کار اصلاً راحت نيست، چون بر خلاف تصور نيم
الکس[اندرا] روور يک زن و مبتلا به ترس از هواي باز است...

کارگردان:
اندي تنانت. فيلمنامه: جان کالفلين، دانيل زلمن، اندي تنانت بر اساس
داستاني از جان کالفلين و دانيل زلمن. موسيقي: جورج فنتون. مدير
فيلمبرداري: دان برجس. تدوين: تروي تاکاکي، تريسي ويدمور-اسميت. طراح
صحنه: چارلز وود. بازيگران: ماتيو مک کاناهي[بنجامين فينگان]، کيت
هادسن[تس فينگان]، دانلد ساترلند[نايجل هانيکات]، الکسيس زينا[جما
هانيکات]، ايون برمنر[آلفونز]، ري وينستون[مو فيچ]، کوين هارت[بيگ باني]،
ملکوم جمال وارنر[کوردل]، ديويد رابرتز[سايروس]، مايکل مالهرن[ادي]، آدام
له فور[گري]، روهان نيکول[استفان]. 113 دقيقه. محصول 2008 آمريکا.
بن
فينگان يک جوينده گنج هاي دريايي است. مردي جوان و خوش قيافه که در آستانه
جدايي از همسرش تس قرار دارد. بن سرانجام موفق مي وشد تا ردي از يک کشتي
غرق شده قرن هجدهمي حاوي 40 صندوق طلا و جواهر بيابد. اما همزمان با اين
اتفاق کشتي و تمامي وسايل خود را از دست مي دهد. تس بعد از طلاق شروع به
کار نزد ميلياردي به نام هانيکات مي کند تا زندگي تازه اي براي خود دست و
پا کند. بن نيز در صدد يافتن راهي براي تامين کشتي و ملزومات براي خارج
کردن گنج از زير درياست. اما يک مشکل بزرگ ديگر نيز سر راه وي قرار دارد.
منطقه اي که گنج در آن يافته شده، در نزديکي ساحل جزيره اي متعلق به
تبهکاري سياه پوست مشهور به بيگ باني است که از ماجرا بو برده و قصد دارد
تا گنج را تصاحب کند. همزمان دختر هانيکات به نام جما براي گذراندن دو
هفته به کشتي پدرش پا مي گذراد و در پي حادثه اي بن با وي آشنا مي شود.
با کشف رابطه بن و تس توسط هانيکات ها و شنيدن ماجراي گنج از زبان وي، بر
اثر اصرارهاي جما که به دنبال حادثه و هيجان است، پدرش سرمايه لازم را در
اختيار وي مي گذارد. اما بن بايد با رسيدن به محل گنج، رقيبي قديمي به
نام مو فيچ نيز سرگرم کاوش در آنجا مي بيند....

کارگردان:
تام رابرتز. فيلمنامه: ناتاليا پورتنووا، سايمون ون در بورگ. موسيقي: دن
جونز. مدير فيلمبرداري: سرگئي آستاخوف. تدوين: پل کارلين. بازيگران:
توماس کرچمان[مکس]، ورا فارميگا[ناتاليا]، دانيل بروئل[کلاوس]، ناتاليا
پرس[زينا]، اينگبورگا داپکونايته[ورا]، تکلا رويتن[الينا]، يوگني
ميرونوف]آندري]، جان مالکوويچ[پاولوف]، بورلي هاتسپرينگ[آنيا]، پاتريک
کندي[پيتر]، جان لينچ[ياکوف]. 108 دقيقه. محصول 2007 روسيه، انگلستان.
اولين
زمستان بعد از پايان جنگ جهاني دوم. گروهي از سربازان و افسران آلماني به
اردوگاهي موقت فرستاده مي شوند که توسط زنان اداره مي شود. فرمانده
اردوگاه در صدد دلربايي از مافوق خود پاولوف است، اما در اين کار موفق
نيست. دکتر اردوگاه ناتاليا نيز با مشکل بزرگي دست به گريبان است. شوهرش
آندري در جنگ زخمي شده و قدرت تکلم و حافظه خود را از دست داده است. او
اکنون به عنوان نگهبان در اردوگاه خدمت مي کند و ناتاليا سعي دارد از او
مراقبت و وي را درمان کند. پاولوف اصرار دارد تا آندري را به آسايشگاه
بفرستد، اما ناتاليا مخالف اين کار است. ديگر زنان مامور در اردوگاه نيز
مشکلات خاص خود را دارند، از جمله ورا که تمامي خانواده اش توسط آلماني
کشته شده اند و با رسيدن اسراي آلماني موقعيت را براي انتقام جويي مساعد
مي بيند. اما هدف اصلي پاولوف از اسکان دادن اين اسرا در اردوگاهي موقت،
کشف هويت واقعي اين افراد است. کساني که با پنهان کردن هويت خود در صدد
فرار از محاکمه يا مجازات به عنوان جنايتکار جنگي هستند. به زودي ميان
زنان نگهبان که مدت هاست مردي را نزديک خود نديده اند، و اسراي آلماني
روابطي پديد مي آيد. اين واقعه چندان به مذاق پاولوف خوش آيند نيست. اما
ناتاليا و دوست يهودي شا ياکوف با فراهم کردن مقداري آلات موسيقي از اسرا
مي خواهند تا براي ترتيب دادن يک مجلس رقص تمرين کنند. در شب موعود همه
چيز به خوبي پيش مي رود و تمامي اسرا با آغوش باز توسط زن ها پذيرفته مي
شوند. اما مکس ارشد اسرا که نزد ناتاليا رفته، هنگام بازگشت توسط کلاوس
مضروب مي شود. چون اين دو نفر از هويت واقعي يکديگر اطلاع دارند و به نظر
مي رسد تنها راه مرگ يکي از آنهاست...

نويسنده
و کارگردان: سلين شياما. موسيقي: ژان باپتيست د لوبيه. مدير فيلمبرداري:
کريستال فورنيه. تدوين: ژولين لاشري. طراح صحنه: گونديل بسکون. بازيگران:
پولن آکوار[ماري]، لوئيز بلاشر[آن]، آدل هينل[فلوريان]، وارن
ژاکن[فرانسوا]، باربارا رنار[ناتاشا]، ماري ژيلي-پي ير[صندوق دار]، استر
سيرونيو[فروشنده]، ژروم استيب[ماساژور]، ايوون ويه ماري[همسايه]. 85
دقيقه. محصول 2007 فرانسه. نام ديگر: Les Pieuvres، Water Lilies.
برنده جايزه جوانان از جشنواره فيلم هاي عاشقانه شربورگ، نامزد سزار
بهترين کار اول، برنده جايزه لويي دلوک بهترين فيلم.
ماري
اغلب اوقات خود را در استخر و سالن هاي شنا مي گذراند، اما عضو تيم نيست و
فقط با تماشاي ديگران وقت خود را پر مي کند. دوست نزديک او آن که عضو تيم
است، دختري اندکي چاق و بر خلاف ماري بزرگ تر از سن خود ديده مي شود. او
شيفته پسر شناگري به نام فرانسوا است، اما فرانسوا حتي حاضر به حرف زدن با
وي نيست. فرانسوا مرتباً در اطراف فلوريان –ملکه نمايش هاي آبي- و دختري
زيباست. ماري کم کم خود را به فلوريان نزديک مي کند و موفق مي شود تا از
طريق وي مرتب در سالن شنا حضور داشته باشد. اما به زودي مي فهمد که
فلوريان با پسرهاي زيادي ارتباط دارد. چيزي که به زودي مشخص مي شود شايعه
اي بيش نيست. فلوريان از ماري مي خواهد تا در از بين بردن بکارت خود به
وي کمک کند. همزمان آن نيز موفق مي شود تا اولين تجربه جنسي خود را با
فرانسوا صورت دهد. اما ماري و آن سرانجام بار ديگر خود را در کنار هم مي
يابند...

يلا
که از شوهرش بن جدا شده و امکان يافتن شغل در زادگاهش وينتربرگ براي تشکيل
يک زندگي تازه را ندارد، کاري در غرب آلمان يافته و تصميم به ترک شهر خود
گرفته است. کارهاي رسمي طلاق او و بن هنوز تمام نشده است و بن اصرار دارد
تا بار ديگر با هم زندگي کنند. اما يلا تصميم قطعي بر ترک او و شهر دارد.
در راه ايستگاه بن اتومبيل را به سوي رودخانه مي راند تا خود و يلا را
بکشد. اما هر دو از آب بيرون آمده و يلا به سرعت راهي ايستگاه مي شود. در
مقصد و شب قبل از رفتن به سراغ کار جديدش، با فيليپ يک مدير باهوش در يک
شرکت خصوصي در هانوفر آشنا مي شود. فرداي آن روز يلا درمي يابد که شغل
تازه سرابي بيش نبوده و فرد استخدام کننده او ازشرکت اخراج شده است. شب
هنگام فيليپ نزد وي آمده و از او مي خواهد تا در يک ملاقات کاري او را
همراهي کند. يلا از اين آزمون سربلند بيرون مي آيد و توانايي خود را در
زمينه حسابرسي شرکت ها اثبات مي کند. اما در دومين ملاقات کاري، تصميم به
سرقت مقدار زيادي پول مي شود که به ظاهر فيليپ در شمارش آنها سهو کرده
است. فيليپ به وي مي گويد که اين کار را براي امتحان او انجام داده، اما
با اين وجود از وي مي خواهد تا در ملاقات بعدي نيز وي را همراهي کند. به
زودي رابطه اي عاطفي نيز ميان آن دو شکل مي گيرد، اما گذشته يلا و صداهايي
که فقط به گوش او شنيده مي شود، زندگي و عشق تازه را تهديد مي کند...

کارگردان:
ريچارد لاگرونس. فيلمنامه: ريچارد لاگرونس، استيون راجرز بر اساس کتابي از
سسيليا آهرن. موسيقي: جان پاول. مدير فيلمبرداري: تري استيسي. تدوين:
ديويد موريتز. طراح صحنه: شفرد فرانکل. بازيگران: هيلاري سوانک[هالي
کندي]، جرارد باتلر[گري کندي]، ليزا کودرو[دنيس هنسي]، جينا گرشون[شارون
مک کارتي]، جيمز مارسترز[جان مک کارتي]، کتي بيتس[پاتريشيا راولي]، هري
کونيک جونيور[دانيل راولي]. 126 دقيقه. محصول 2007 آمريکا. برنده جايزه
تماشاگران براي بهترين بازيگر بين المللي/هيلاري سوانک از جشنواره فيلم
هاي ايرلندي.
هالي
کندي زني زيبا و باهوش با شوهر ايرلندي تبارش گري زندگي خوشي را مي
گذرانند. اما بيماري ناگهاني-تومور مغزي- گري سبب مرگش شده و هالي را تنها
مي گذارد. هالي افسرده و تنهاست و هيچ کس جز گري که او را بهتر از هر کسي
مي شناخته، قادر به کمک به وي نيست. خوب، گري فکر همه چيز را کرده و از
طريق فرستادن نامه هايي او را براي فراموش کردن اندوه و آغاز يک زندگي
تازه راهنمايي مي کند. اولين پيغام در سي امين زادروز هالي از مي رسد و او
را شوکه مي کند. اما هفته ها و ماه هاي بعدي نيز نامه هايي سر مي رسد و
راه هاي غير منتظره اي که گري براي بازگشت هالي به زندگي طراحي کرده، يکي
بعد از ديگري سر بر مي آورند. البته در پايان هر نامه نيز جمله اي به
پيوست افزوده شده است: دوستت دارم!
نويسنده
و کارگردان: ميشائيل هانکه. موسيقي: انتخابي از آثار هندل، موتزارت و...
مدير فيلمبرداري: داريوش خنجي. تدوين: مونيکا ويلي. طراح صحنه: کوين
تامپسون. بازيگران: نائومي واتس[آنا فاربر]، تيم راث[جورج فاربر]، مايکل
پيت[پل]، برادي کوربت[پيتر]، ديون گيرهارت[جورجي فاربر]، بويد گينز[فرد
تاکپسون]، زيوبان فالون[بتسي تامپسون]، رابرت لوپون[ربرت]، ليندا
موران[اوا]. 111 دقيقه. محصول 2007 آمريکا، فرانسه، انگلستان، استراليا،
آلمان، ايتاليا. نام ديگر: Funny Games.

خانواده
فاربر براي گذراندن تعطيلات به خانه ويلايي خود در کنار درياچه رفته اند.
اما در بدو ورود با پيدا شدن سر و کله دو پسر خوش سيما - پيتر و پل - با
لباس هاي گلف بر تن آرامش شان بر هم مي ريزد. پيتر و پل با زمينه چيني
آنا، جورج و پسر کوچک شان جورجي را در خانه حبس و سپس شروع به بازي هايي
مي کنند که با يک شرط بندي هولناک آغاز مي شود. پيتر به آنها مي گويد که
حاضر است شرط ببند هيچ کدام از آنها در ساعت 9 صبح روز بعد زنده نخواهند
بود. خانواده فاربر سعي مي کنند تا به هر وسيله اي که شده، از چنگ اين دو
قاتل خونسرد فرار کنند. اما منطقه اي که در آن زندگي مي کنند، بسيار خلوت
و تنها تلفن موجود نيز از کار افتاده است. در طول شب ابتدا جورجي کشته مي
شود و آنا که براي آوردن کمک از خانه گريخته، بار ديگر به چنگ پيتر و پل
مي افتد. آن دو بعد از کشتن جورج، انا را سوار قايق کرده و قبل از فرا
رسيدن ساعت 9 صبح او را نيز غرق مي کنند. سپس به نزديک ترين ويلا مي روند
تا بازي بامزه خود را با خانواده اي ديگر از سر بگيرند...

کارگردان:
راجر اسپاتيس وود. فيلمنامه: جين هاوکسلي، جيمز مک مانوس. موسيقي: ديويد
هيرشفيلدر. مدير فيلمبرداري: ژيائودينگ ژائو. تدوين: جيوفري لمب. طراح
صحنه: استيون جونز-اوانز. بازيگران: جاناتان ريس مه يرز[جورج هاگ]، چاو
يون-فت[چن هانشنگ]، رادا ميچل[لي پيرسون]، ميشله يئوه[خانم وانگ]، گوانگ
لي[شيکاي]. 114 دقيقه. محصول 2008 استراليا، چين، آلمان. نام ديگر: Escape
from Huang Shi.
سال
1937. خبرنگار انگليسي جواني به نام جورج هاگ که براي پوشش خبري و تهيه
عکس از حمله ژاپني ها به شهر نانکينگ در چين رفته، توسط سربازان ژاپني
دستگير مي شود. اما در لحظه اعدام به شکلي معجزه اسا توسط گروهي از
پارتيزان هاي چنين به رهبري چن هانشنگ نجات مي يابد. چن او را به لي
پيرسون پرستاري از اعضاي صليب سرخ مي سپارد و لي نيز او را به يتيم خانه
اي دوردست مي فرستد. هدف لي از اين کار ترغيب جورج به اقامت در آنجا و سر
و سامان دادن به وضعيت يتيم خانه است. کاري که جورج ابتدا از آن سر باز مي
زند، اما بعدها با ديدن بيچارگي کودکان تصميم به ماندن مي گيرد. او براي
نگهداري از کودکان نيازمند کمک هاي مالي افراد متمکن شهر از جمله بانو
وانگ است که با وجود داشتن شيره کش خانه و فروش مواد مخدر، دست و دل
بازانه از وي و يتيم خانه حمايت مي کنند. اما پيشروي نيروهاي ژاپني ماندن
در يتيم خانه را غير ممکن مي سازد. جورج تصميم مي گيرد براي رساندن کودکان
به جايي امن سفري طولاني را آغاز کند. تنها کساني که در اين پياده روي
طولاني کمک مي کنند، لي-که عاشق جورج شده- و چن-پارتيزان رک گوي کمونيست-
هستند. جورج به همراه 60 کودک سفري طاقت فرسا از ميان کوه ها ليو پان شان
و صحراي مغولستان آغاز مي کند و سرانجام موفق مي شود بعد از تحمل مصائب
فراوان به مقصد برسد. اما خود مدت زماني کوتاه پس از رسيدن به هدف بر اثر
بيماري مي ميرد.


نويسنده
و کارگردان: ريچارد کلي. موسيقي: Moby. مدير فيلمبرداري: استيون بي.
پاستر. تدوين: سام بائر. طراح صحنه: الک هموند. بازيگران: دواين
جانسون[باکسر سانتاروس/جريکو کين]، شون ويليام اسکات[رولند تاورنر/رونالد
تاورنر]، سارا ميشله گلار[کريستا ناو/کريستا کاپاوسکي]، مندي مور[مدلين
فارست سانتاروس]، جاستين تيمبرليک[سرباز ابلين]، نورا دان[سيندي پينزيکي]،
چري اوتري[زورا کارمايکلز]، هولمز آزبورن[سناتور بابي فراست]، ميرندا
ريچاردسون[نانا مي فراست]، والاس شاون[بارون فون وستفالن]، کوين
اسميت[سايمون تئوري]، کريستوفر لمبرت[والتر مانگ]. 145 و 160 دقيقه. محصول
2007 آلمان، آمريکا، فرانسه. نامزد نخل طلاي جشنواره کن.
در
سال 2005 حمله اي اتمي به تگزاس و نابودي بخش هايي از آن ايالت، سبب مي
شود تا در سال هاي بعد دولت آمريکا خود را در آستانه فاجعه اي زيست محيطي،
اقتصادي، اجتماعي بيابد. از اين رو براي پيشگيري و کنترل امور، زندگي تمام
انسان ها تحت نظر گرفته مي شود. يکي از بحران هاي اصلي آمريکا در پي اعلان
جنگ به محورهاي شرارت-عراق، ايران، افغانستان و کره- و بسته شدن تنگه هرمز
نبودن سوخت براي ماشين جنگي آمريکا است. شرکتي آلماني راهي براي توليد
نيرو با استفاده از آب دريا يافته، اما فشارهايي در کار است تا جلوي
جايگزيني اين منبع نيرو شود. گروهي از نو مارکسيست ها که در ساحل غربي
سکونت دارند، تصميم گرفته اند تا دولت فدرال را از طريق انقلابي خونين
سرنگون کنند. جايي که لانه قاچاقچيان مواد مخدر به رهبري سربازي کهنه کار
به نام ابلين است.همزمان باکسر سانتاروس هنرپيشه و داماد سناتور بابي
فراست ناپديد شده و توسط کريستا ناو-هنرپيشه فيلم هاي پورنو-در يمانه صحرا
پيدا شده و به خانه او برده مي شود. قرار است با استفاده از فيلم هايي که
از کريستا و باکسر- که حافظه اش را از دست داده-گرفته شده، روسايي بزرگي
براي سناتور فراهم کرده و مانع از تصويب ماده قانون 69 شوند. و به نظر مي
رسد که همه اين حوادث و حتي آنهايي که در چند روز آخر بايد اتفاق بيفتد،
همگي در سناريوي فيلم بعدي باکسر به نام قدرت از قبل نوشته شده است...
از چه فرمتی استفاده کنيم؟ بهترين فرمت ذخيره سازی کدام است؟
اين سئوالات شايد به ذهن شما نيز خطور کرده باشد. انتخاب نوع فرمت و قالب بندی بايد بر اساس استفادهای که ما در آينده از تصوير خواهيم کرد ، انجام گيرد. مثلاْ ميخواهيم از يک تصوير در صفحات وب استفاده کنيم پس بهترين فرمت انتخاب برای اين تصوير GIF و JPG می باشد. فرمتها نيز مانند مدها تاثيرات متفاوتی برروی اندازه و حجم فايلها دارند در زير به بررسی مختصر فرمتهای متداول می پردازيم:
در صورتی که حداقل یک بار مراحل نصب ویندوز XP را طی کرده باشید ، حتما دیده اید که در مراحل پایانی نصب بایستی سوالاتی پیرامون نام کامپیوتر ، کلمه عبور کاربری ، تنظیمات گرافیکی و ... را پاسخ دهید. این موضوع موجب میشود که شما دقایقی طولانی را در کنار سیستم خود باشید تا نصب ویندوز پایان یابد. هر چند این مسأله برای یک بار چندان خسته کننده به نظر نمی آید اما اگر لازم باشد شما روزانه چندین بار ویندوز نصب کنید این مشکل حادتر میشود. از این رو قصد داریم ترفندی را به شما معرفی کنیم که کلیه این امور را به طور اتوماتیک انجام میدهد و حتی نیازی به نوشتن سریال نامبر نیز برای نصب ویندوز XP ندارید. کافی است دکمه نصب را بزنید و تا مرحله پایانی نصب استراحت کنید!
با استفاده از ابزاری که در سی دی ویندوز xp در فولدر support قرار داده شده ، آن هم در یک فایل Cab براحتی نسبت به نصب خودکار ویندوز اقدام نمایید. بدین صورت که:
![]() Featuring Intel® Core™ Duo processor |
Architecture | Cache | Clock Speed | Front Side Bus | Power | Dual-core | Enhanced Intel SpeedStep® Technology | Execute Disable Bit° |
| Intel® Core™ Duo processor T2600 | 65 nm | 2MB L2 | 2.16 GHz | 667 MHz | 31W | |||
| Intel® Core™ Duo processor T2500 | 65 nm | 2MB L2 | 2 GHz | 667 MHz | 31W | |||
| Intel® Core™ Duo processor T2400 | 65 nm | 2MB L2 | 1.83 GHz | 667 MHz | 31W | |||
| Intel® Core™ Duo processor T2300 | 65 nm | 2MB L2 | 1.66 GHz | 667 MHz | 31W | |||
| Intel® Core™ Duo processor T2300E | 65 nm | 2MB L2 | 1.66 GHz | 667 MHz | 31W |
|
|
|
یکی از مشکلاتی که همواره گریبان گیر موبایل داران بوده و هست ، مخفی سازی عکسها ، ویدئو ها و در کل فایلهای خود بنا به هر دلیلی بر روی گوشی بوده است. بدین منظور نیز برنامه های جانبی متعددی عرضه شده است که هر کدام در نوع خود مشکلاتی دارند. اما در صورتی که گوشی شما از نوع سری N نوکیاست (N80،N73،N70،N82،N95،و...) ، با استفاده از روش زیر میتوانید به سادگی و بدون نیاز به برنامه خاصی فایلهای خود را از داخل گالری خود محو نمایید به نوعی که فایلها کاملأ موجود باشند اما در داخل گالری گوشی ناپدید شوند:
یکی از کارهایی که کلیه کاربران ، گاهی خواسته یا ناخواسته به سراغ آن میروند ، نصب نسخه های مختلف ویندوز است. به دید بسیاری از افراد نصب ویندوز یک پروسه خشک و تکراری است و در هنگام نصب آن تنها میتوان صبر کرد تا کار به اتمام برسد. اما شاید برایتان جالب باشد که بدانید در هنگام نصب ویندوز و عبور از مرحله اولیه ، شما میتوانید در حین نصب به گشت و گذار در محیط CMD هم بپردازید(همان command prompt خودمان)!
این کار وقتی بسیار به کمک شما میاید که به فرض هنگام نصب از شما درخواست شماره سریال شود و شماره سریال داخل فایل متنی داخل خود CD نصب ویندوز باشد ، با این ترفند میتوانید همان موقع فایل متنی خود را باز کرده و سریال را بخوانید. همچنین شما قادر خواهید بود فایل های exe را نیز اجرا کنید ، بدین معنی که به هنگام نصب ویندوز شما میتوانید نرم افزارهای جانبی را نیز به شکل همزمان بر روی سیستم خود نصب کنید.
بدین منظور:
پس از عبور از مراحل اولیه و انتخاب درایو ها و Reset سیستم ،شما میتوانید با فشردن دو کلید Shift و F10 به شکل همزمان وارد محیط CMD شوید.
با استفاده از این محیط کلیه عملیات اجرایی فوق را می توانید انجام دهید.
خوشتون اومد؟